امام علی(ع) در برابر ستم‌كاران چونان تندری می‌غرّد و برای مظلومان پناهی استوار و امیدبخش است. علی(ع) حریم مقدّس عدالت است و با انسانیتی والا و شمشیر و قلم، حریم آن را پاس می‌دارد. سرزمین‌هایی را كه ستم بر آن‌ها غلبه یافته و مكان‌هایی كه كابوس فقر بر آن‌ها چیره شده است، چه كسی می‌تواند نجات دهد جز نهج‌البلاغه كه برنامه‌ی حاكمیتی عادل است كه بنیاد ستم را در هر مكان و زمان، از ریشه برمی‌آورد.[1]
جاذبه نهج‌البلاغه
نهج‌البلاغه مرهمی است بر دردهای جان‌كاه بشریت.
نهج‌البلاغه داروی موثر برای تلطیف روح انسان‌ها و مبارزه با خوشونت‌ها.
نهج‌البلاغه درختی است بی‌خزان كه بر شاخسار آن هرگونه میوه‌ای در هر وقت و زمان وجود دارد.
نهج‌البلاغه اثری است به درخشندگی آفتاب، به لطافت گل، به قاطعیت صاعقه، به غرش طوفان و برق، به تحرك امواج، و به بلندی ستارگان دور دست بر اوج آسمان‌ها!
سخن از نهج‌البلاغه و برتری آن، پس از قرآن و سخنان پیامبر (صلّی الله علیه و آله )؛ بر سایر گفته‌ها و اندیشه‌ها، سخنی است در ردیف توضیح واضحات، و موضوعی است كه هیچ محقق اسلامی و غیر اسلامی، در شرایط كنونی خود را نیازمند به بحث پیرامون آن نمی‌بیند.
كلمات امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ از قدیمترین ایام با دو امتیاز همراه بوده است و با این دو امتیاز شناخته می‌شده است: یكی فصاحت و بلاغت، و دیگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروز چند بعدی بودن. هر یك از این دو امتیاز به تنهایی كافی است كه به كلمات علی ـ علیه السّلام ـ ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یكدیگر یعنی این كه سخنی در مسیرها و میدان‌های مختلف و احیانا متضاد رفته و در عین حال كمال فصاحت و بلاغت خود را در همه آنها حفظ كرده باشد، سخن علی ـ علیه السّلام ـ در حد وسط كلام مخلوق و كلام خالق قرار گرفته است و درباره‌اش گفته‌اند: «فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق»[2].
كشش و جاذبه نیرومند خطبه‌ها، نامه‌ها، كلمات قصار علی ـ علیه السّلام ـ در نهج‌البلاغه كاملاً محسوس و قابل لمس است.
مهم این است كه بدانیم چرا و به چه دلیل نهج‌البلاغه چنین كششی را دارد كه ارواح قلوب را به تسخیر خود در می‌آورد، تا آن‌جا كه آشنائی با این كتاب مسیر فكر و زندگی جمعی را دگرگون ساخته و فصل نوینی از حیات و زندگی آمیخته با آگاهی وسیع و احساس مسئولیت، و جذبه لطیف عرفانی برای آن‌ها فراهم ساخته است.
این جاذبه دلایل زنده‌ای دارد كه مهم‌ترین آن‌ها عبارت است از:
1ـ در نهج‌البلاغه همه جا سخن از همدردی با طبقات محروم و ستمدیده انسان‌ها است، همه جا سخن از مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی و بیدادگری‌های استثمارگران و طاغوت‌ها است.
2ـ نهج‌البلاغه همه جا در مسیر آزادی انسان‌ها از زنجیر اسارت هوی و هوس‌های سركشی كه او را به ذلت و بدبختی می‌كشاند، از زنجیر اسارت ستمگران خود كامه، و طبقات مرفه پرتوقع، از زنجیر اسارت جهل و بیخبری، گام بر می‌دارد، و از هر فرصتی برای این هدف استفاده می‌كند، و هشدار می‌دهد كه هر جا نعمت‌های فراوانی روی‌هم انباشته است حقوق از دست رفته‌ای در كنار آن به چشم می‌خورد.
هشدار می‌دهد كه در باز گرداندن روح آزادی و مساوات و عدالت كم‌ترین انعطافی نشان نخواهد داد، بلكه اصولاً مقام والای حكومت را در درجه اوّل برای همین پذیرفته استه[3]، و آن كس كه گمان می‌برد علی ـ علیه السّلام ـ روی این موضوع معامله‌ای خواهد كرد سخت در اشتباه است و علی ـ علیه السّلام ـ را نشناخته است[4].
3ـ جذبه‌های عرفانی نهج‌البلاغه چنان است كه ارواح تشنه را بازلال خود آن‌چنان سیراب و مست می‌كند كه نشئه شراب طهورش از تمام ذرات وجود آدمی آشكار می‌گردد.
4ـ یكی دیگر از جاذبه‌های نیرومند نهج‌البلاغه آن است كه در هر میدانی گام می‌نهد چنان حق سخن را ادا می‌كند و دقایق را موبه مو شرح می‌دهد كه گوئی گوینده این سخن تمامی عمر را بحث و بررسی روی همین موضوع داشته و نه غیر از آن.
به‌راستی این صحنه‌های مختلف نهج‌البلاغه كه هر كدام در نوع خود كم ـ نظیر یا بی‌نظیر است از اعجاب انگیزترین ویژگی‌های این كتاب بزرگ محسوب می‌شود.
مهجوریت نهج البلاغه و انس و بهره‎مندی از آن
یكی از مسایل دردناك كه هرگز نمی‎توان انكار نمود، مسئله مهجوریت نهج البلاغه در میان امت اسلامی و حتی شیعیان آن حضرت است، گر چه به بركت نظام اسلامی نهج البلاغه نیز همانند بسیاری از معارف مهجور الهی به تدریج از مهجوریت رهایی یافته، اما این واقعیت تلخ هرگز قابل انكار نیست كه نهج‎البلاغه مهجور است همان‎طور كه امیرمؤمنان، مظلوم بلكه مهجور بود،.[5]
بدون تردید داشتن تعهد و احساس نیاز دردمندانه برای كار، برخورداری از اخلاص و نیت پاك، توكل همه جانبه به خدا، ایمان داشتن به هدف، دارا بودن پشتكار و شكیبایی و بردباری در جریان كار، انسان را وادار می‎كند كه به دنبال پیدا كردن راههای هدایت و نجات و رسیدن به كمال و عزت باشد، در این راستا غنی‎ترین گنجینه الهی و آسمانی قرآن مجید است كه بعد از قرآن نهج البلاغه كه مفسر و متمّم قرآن بوده و به عنوان اخ القرآن شهرت گرفته، بهترین استفاده‎ها و بهره‎مندی از معارف نهج البلاغه را می‎توان برد.
ـ این بود معرفی اجمالی از اقیانوس پهناور نهج البلاغه، امید است كه بتوانیم با شناخت هر چه بیشتر نهج البلاغه و انس و ارتباط مداوم با این ودیعه امامت، بهره‎های معنوی وافر برده و غربت و مهجوریتش را بزداییم. (انشاء الله)


[1]. فؤاد جرداق لبنانی، صوت العداله الانسانیه، ج 5، ص 1210، به نقل از الحیاه، ج 5، ص 252.
[2]. علامه شهید مطهری، فصلنامه نهج البلاغه ش1.
[3] . نامه به عثمان بن حنیف.
[4] . خطبه شقشقیه.
[5] . شهید مطهری، مرتضی، سیری در نهج البلاغه، صفحه 9، انتشارات صدرا قم، چاپ 2، 1354. حسن منتظري - مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه